سفارش تبلیغ
صبا
آن که میانه‏روى گزید ، درویش نگردید . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :9
بازدید دیروز :10
کل بازدید :94673
تعداد کل یاداشته ها : 49
97/2/5
5:4 ع
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
قلم رنجه[40]
اگر خدا قبول کند: نویسنده، داستان نویس، معاون دبیرستان، عضو شورای ادبیات داستانی [...] و همیشه دانشجو.

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

با سلامی از سویدای دل به پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (علیه آلاف التحیة و الثناء).
خیلی ساده و بی‌تکلف پیشنهاد می‌کنم یک موج خاطره‌نویسی با موضوع مهدویت و انتظار در وبلاگ‌ها ایجاد شود. به این صورت که اگر در زندگی خود عنایات حضرت حجت (علیه السلام) را شاهد بوده‌اید و یا توسلی داشته‌اید که به نتیجه رسیده، آن را شرح دهید. همچنین اگر در این مورد شنیده‌های قابل ذکری دارید، می‌توانید بیان کنید.
این حرکت بنا به پیشنهاد یک نهاد ادبی می‌باشد و داستان نویسان مرتبط با این نهاد، یادداشت‌ها را مایه‌ی خلق آثار داستانی قرار می‌دهند. شاید نیاز به یادآوری نباشد که هیچ چیز جای واقعیت را نمی‌گیرد و اگر شاخ و برگ اضافی به خاطره داده شود، جوهر حقیقت و حقانیتش را از دست می‌دهد و در این صورت نه ارزشی دارد و نه تأثیری می‌گذارد. عزّت هم که در هر حال از طرف خداست. امیدواریم این حرکت مورد عنایت و توجه حضرت بقیة الله الاعظم (عج) قرار گیرد.
الهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و المستشهدین بین یدیه.

به قلم دوستان ارجمند:( تمام لینک ها در بخش روزانه ی وبلاگ آمده است )
وبلاگ شلمچه هم یکی یادداشت معرفی کرده‏اند(جدید): امام زمان و شفای اسیر دربند
جناب زد-ام از شروق هم وارد میدان شده‏اند(جدید): موج خاطره نویسی مهدوی
صبا خانم از «تا صبح انتظار» از نظر پنهان مانده بودند (جدید): مهمان آقا بودیم
یادداشت فصل آگاهی
(جدید)
: ما بی صاحب نیستیم
یک وبلاگ مهدوی: هفت شهر عشق
یک وبلاگ گروهی: روزهای عاشقی
منتظر نوشته‏های بعدی این وبلاگ هم هستیم:ما مانده ایم و بغض گلوگیر انتظار
اینجا هم پیش‏تاز بوده است:مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
یک بسیجی هم فقط از یار می‏نویسد: یاس کبود
وبلاگ «مهرورزی در اسلام» نوشته است: نمی‏نالم که ترسم ناله‏ام راه نفس گیرد
امیر عباس هم پیش‏تر نوشته بوده است: تا به کی سرگردان تو باشم؟!
گام نخست را گام آخر برداشته است: ناچاریم امام زمان بیاید!


86/10/3::: 1:57 ص
نظر()
  
  

برادری که اهل قم است چنین می‏گوید:
سه‏شنبه شبی بود و در یک پایگاه بسیج برای تعدادی از بسیجیان باید صحبت می‏کردم. در آغاز کلام بعد از نام خدا – برای زینت – گفتم:«عرض سلامی داریم به پیشگاه مقدس حضرت صاحب الزمان». سخن‏رانی انجام شد و ساعتی را نیز با بسیجیان به گپ خودمانی گذراندیم و بعد تا به منزل برسم نزدیک نیمه‏شب بود. اواخر پاییز بود و هوا هم سرد. مهیای خواب که می‏شدم به یاد جمکران افتادم. یک مرتبه عزمم جدی شد که شب چهارشنبه است و خوب است به جمکران بروم. با سرعت تجدید وضو کردم، لباس پوشیدم و راهی مسجد شدم. آن زمان وسیله هم نداشتم و در آن هوای سرد با زحمت با سواری‏های شب‏کار خود را به حرم مطهر حضرت معصومه(س) رساندم، زیارتی کردم و سپس به مسجد مقدس جمکران رفتم. بعد از نماز وقتی باز‏می‏گشتم و لذت از آن فضای روحانی وجودم را تسخیر کرده بود و با یک حس خوب در هوای سرد حیاط مسجد قدم می‏زدم تا از آن خارج شوم، با خود گفتم مدت‏ها بود که به جمکران نیامده بودم و زیارت مسجد برایم موضوعیت نداشت، چه اتفاقی افتاده که بدون قصد قبلی این توفیق نصیبم شده است؟! کمی که فکر کردم به یاد سلامی افتادم که سرشب در جمع بسیجیان به پیشگاه مقدس حضرت عرضه کرده بودم، در حالی که حتی آن سلام واقعی نبود و بدون توجه به معنا ادا شد و فقط برای زینت سخن‏رانی بود، اما آقا جواب مرا داده و به مسجد دعوت کرده بودند. اشک از چشمانم سرازیر شد برگشتم سلامی از ژرفای دل خدمت حضرت عرضه کردم و در راه بازگشت در سواری مسافرکش برای چند نفری که اتفاقاً اهل دل بودند تعریف کردم و بعد متوجه شدم که هر کدام از آنها ماجرای زیبایی با حضرت حجت(علیه السلام) دارند. از آن زمان به بعد هر وقت مناسبتی باشد این خاطره را تعریف می‏کنم و به همه یادآور می‏شوم که سلام‏هایتان بی‏جواب نمی‏ماند، حتی سلام‏هایی که خالصانه نباشند.


86/9/27::: 7:51 ص
نظر()
  
  

با سلامی – همچنان - از سویدای دل به پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (علیه آلاف التحیة و الثناء).
شاید عنوان «موج»  برای درخواست این جانب بدون دقت انتخاب شده است. من نه انتظار ایجاد یک موج واقعی دارم و نه فکر می‏کنم آن همه نویسنده‏ی متعهد داشته باشیم که نوشتن با یاد و نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دغدغه‏ی اصلی‏شان باشد و اگر هم باشد آن همه خاکی و بی‏ریا نیستند که بیایند و به فراخوان یک وبلاگ نویس بی‏نام و نشان پاسخ مثبت دهند.
از طرفی خاطره نویسی با این موضوع اصلاً کار ساده‏ای نیست. یکی دو بزرگواری هم که اخیراً نوشته‏اند، یاداشت‏شان خاطره نبوده است! تنها خاطره‏ی لینک داده شده متعلق به امیر عباس است که قدیمی می‏باشد. 
البته باید دید که حضرت چقدر در زندگی ما جای دارند و ما چقدر به ایشان متوسل می‏شویم و با ایشان ارتباط داریم که حالا بخواهیم عنایاتشان را شرح دهیم؟! به قول مرحوم کافی ما خودمان نمی‏خواهیم و الا حضرت که نامهربان نیستند! گاهی با خود می‏گویم آقا این همه مظلوم هستند که کسی مثل خواهر شیعه‏‏ی اوست، یعنی چنین ادعایی دارد! حالا که این فکر را می‏کنم دلم می‏خواهد به سر و صورت خودم بکوبم بلکه کمی به خود بیایم.
تا همین جا بس است. یادداشت بعدی بنده خاطره‏ای است که از کسی نقل می‏کنم.
الهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و المستشهدین بین یدیه.

به قلم دیگر دوستان ارجمند:( تمام لینک ها در بخش روزانه ی وبلاگ آمده است )
یک وبلاگ گروهی: روزهای عاشقی
یک وبلاگ مهدوی: هفت شهر عشق
همچنان منتظر پاسخ شما به فراخوان اصلی (خاطرات مهدوی) هستم.


86/9/25::: 10:12 ص
نظر()
  
  

 با سلامی از سویدای دل به پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (علیه آلاف التحیة و الثناء).
خیلی ساده و بی‏تکلف پیشنهاد می‏کنم یک موج خاطره نویسی با موضوع مهدویت و انتظار در وبلاگ‌ها ایجاد شود. به این صورت که اگر در زندگی خود عنایات حضرت حجت (علیه السلام) را شاهد بوده‌اید و یا توسلی داشته‌اید که به نتیجه رسیده، آن را شرح دهید. همچنین اگر در این مورد شنیده‌های قابل ذکری دارید، می‌توانید بیان کنید.
این حرکت بنا به پیشنهاد یک نهاد ادبی شکل گرفته است و داستان نویسان مرتبط با این نهاد، یادداشت‏ها را مایه‌ی خلق آثار داستانی قرار می‌دهند. شاید نیاز به یادآوری نباشد که هیچ چیز جای واقعیت را نمی گیرد و اگر شاخ و برگ اضافی به خاطره داده شود، جوهر حقیقت و حقانیتش را از دست می‌دهد و در این صورت نه ارزشی دارد و نه تأثیری می‌گذارد. عزّت هم که در هر حال از طرف خداست. امیدواریم این حرکت مورد عنایت و توجه حضرت بقیة الله الاعظم (عج) قرار گیرد.

برای شروع از همه‌ی نویسندگان این چند وبلاگ دعوت می‌کنم که چراغ اول را روشن کنند: [تا صبح انتظار] [گام آخر] [محمد علی مقامی]
همچنین از تمام عزیزانی که این یادداشت را مطالعه می‏فرمایند دعوت می‏شود که با این حرکت همراه شوند. لطفاً پس از نوشتن اطلاع دهید تا لینک یادداشت شما در اینجا درج شود و این موضوع را به کسانی که از آنها دعوت می‌کنید نیز یادآوری نمایید.

به قلم دوستان ارجمند:( تمام لینک‏ها در بخش روزانه‏ی وبلاگ آمده است )
گام نخست را
گام آخر برداشته است: ناچاریم امام زمان بیاید!
امیر عباس هم پیش‏تر نوشته بوده است: تا به کی سرگردان تو باشم؟!
وبلاگ «مهرورزی در اسلام» نوشته است: نمی‏نالم که ترسم ناله‏ام راه نفس گیرد
یک بسیجی هم فقط از یار می‏نویسد:
یاس کبود
اینجا هم پیش‏تاز بوده است:مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
منتظر نوشته‏های بعدی این وبلاگ هم هستیم:ما مانده ایم و بغض گلوگیر انتظار


86/9/21::: 4:50 ع
نظر()
  
  

عنوان این یادداشت را دوباره بخوانید. رسم این روزگار است که هر جا کار انسان گیر می‏کند باید یک آشنا پیدا کند و الا کلاهش پس معرکه است. خدا نکند پای کسی به دادگاهی محکمه‏ای چیزی باز بشود، دیگر آنجاست که یک آشنا ارزش واقعی خودش را نشان می‏دهد. حالا گفتم محکمه، به نظر شما مهم‏ترین و سخت‏ترین محکمه‏ای که آدمی در آن حاضر می شود کدام است؟ حق با شماست! همه‏ی ما باید در محکمه‏ی الهی حاضر شویم. محکمه‏ای که قضاوت با کسی است که چیزی از چشمش مخفی نیست و آشکار و پنهان ما را می‏داند. واقعاً اگر یکی نباشد که سفارشمان را بکند خیلی اوضاعمان خراب است.

خدایا ما با یک آشنا در پیشگاهت حاضر می‏شویم. آشنای ما کسی است که عاشق توست. کسی است که او را به فرشته‏ها نشان می‏دهی و می‏گویی بندگی کردن را از او یاد بگیرید. کسی که تمام ذرات این دنیا منتظرش هستند. کسی است که محرومان و زاهدان و خردمندان جهان چشم به راه اویند. کسی است که شهیدان انتظارش را می‏کشند. کسی است که اولیا و اوصیا منتظرش هستند. کسی است که جهان در انتظار اوست و بهشت نیز از وجود او معطر می‏شود. خدایا ما را به یاس فاطمه ببخش!


86/9/18::: 7:28 ص
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ آنها که جدیدند نمی شناسند. قدیمی ترها سکوت معنا داری دارند. بله درسته اومدم بگم کم کم داره صداتون درمیاد. همون حرفها را که امیر عباس 1 سال پیش میزد و کتکش می زدید خودتون شروع کردید دارید میگید. بله دیگه. آقای دکتر چیزی نمونده شورشو در بیاره. هنوز هم میگید حساب دکتر احمدی نژاد از مشایی جداست؟


+ سلام لطفا برای سلامتی دکتر احمدی نژاد یک حمد و سه تا قل هو الله قرائت کنید! (این یه جور اعلام برگشت موقت بود).
+ کی روش مربی تیم ملی فوتبال: شیطان همیشه پشت در است !


+ مدتها بود اینطوری تند تایپ نکرده بودم. مچ دستم درد گرفت.


+ یک مطلب وبلاگی از استاد جعفری مقدم رو بطور کامل تو این فید میذارم. از اینجا به بعد همه فید از مطلب وبلاگی آقای جععفری هست: /// شعار مرگ بر مشایی در راه است.///
+ من که از نزدیک با استاد جعفری در ارتباطم میدونم که ایشون از همون دولت نهم از افراد مسئله دار میگفتند و حتی خصوصی نقاط ضعف احمدی نژاد رو هم میگفتن. الان دیگه باید کمی هم انتقادات به دکترو گفت. تا کی انحرافی. اون قدیمی شده. ببینید استاد 11 ماه پیش در مورد مشایی چی گفتند:


+ هو الطیف. هر کس از ولایت عقب بماند یا جلو بزند بازنده است.


+ سلام آخر. تقدیم به همه دوستان. با یاد برادر.


+ به نظر شما بهترین اسم برای دختر و بهترین اسم برای پسر چیه؟


+ فرج الله سلحشور، کارگردان مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر(س)، برترین کارگردان تلویزیون از دید مخاطبین.